داشتن سایت بهتنهایی به معنی داشتن یک کسبوکار آنلاین موفق نیست. بسیاری از سایتها طراحی مناسبی دارند، برای آنها محتوا تولید میشود و حتی از گوگل نیز بازدید دریافت میکنند، اما در نهایت درآمد قابل توجهی ایجاد نمیکنند. دلیل این اتفاق معمولاً یک مشکل واحد نیست، بلکه مجموعهای از اشتباهات در استراتژی، محتوا، تجربه کاربری، سئو و فرآیند فروش است.
واقعیت این است که سایت باید بتواند بین «جذب بازدیدکننده» و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری» ارتباط ایجاد کند. اگر فقط روی افزایش ترافیک تمرکز شود اما مسیر خرید، پیشنهاد تجاری و اعتمادسازی نادیده گرفته شود، حتی هزاران بازدید ماهانه نیز ممکن است درآمد چشمگیری ایجاد نکند.در این مقاله بررسی میکنیم چرا بعضی سایتها با وجود صرف زمان و هزینه زیاد به درآمد نمیرسند و برای اصلاح این وضعیت چه اقداماتی باید انجام داد.
یکی از اولین دلایلی که باعث شکست بسیاری از سایتها میشود، مشخص نبودن مدل درآمدی است. بعضی کسبوکارها ابتدا سایت را راهاندازی میکنند و بعد به این فکر میکنند که قرار است از چه طریقی درآمد ایجاد کنند.
پیش از طراحی سایت باید مشخص باشد که درآمد قرار است از فروش محصول، ارائه خدمات، دریافت سرنخ فروش، عضویت، تبلیغات، اشتراک یا روش دیگری ایجاد شود.
وقتی مدل درآمدی مشخص باشد، ساختار صفحات نیز هدفمندتر طراحی میشود. برای مثال، سایتی که خدمات طراحی سایت ارائه میدهد، باید بازدیدکننده را به سمت مشاهده نمونهکارها، بررسی خدمات، دریافت مشاوره و در نهایت ثبت درخواست هدایت کند.
نیاز کاربران تغییر میکند، رقبا روشهای جدیدی به کار میگیرند، محصولات و خدمات تغییر میکنند و حتی رفتار جستجوی کاربران نیز ثابت نمیماند.
یکی از اشتباهات رایج این است که موفقیت سایت فقط با تعداد بازدید سنجیده شود. ترافیک بالا زمانی ارزشمند است که بخش قابل توجهی از آن متعلق به مخاطبان مناسب باشد.
فرض کنید یک سایت خدمات تخصصی ماهانه ۵۰ هزار بازدید دارد، اما بیشتر این کاربران فقط برای خواندن مطالب آموزشی وارد سایت میشوند و هیچ نیازی به خدمات آن کسبوکار ندارند. در چنین شرایطی افزایش بازدید لزوماً باعث افزایش درآمد نمیشود.
برای ارزیابی واقعی عملکرد سایت باید علاوه بر ترافیک، معیارهایی مانند نرخ تبدیل، تعداد سرنخهای فروش، ارزش هر مشتری و تعداد درخواستهای ثبتشده نیز بررسی شود که ما برای تمام این موارد مطالب جامع و کاربردی جداگانه ارائه داده ایم.
معیار | چه چیزی را نشان میدهد؟ |
تعداد بازدید | میزان ورود کاربران به سایت |
نرخ تبدیل | درصد کاربرانی که اقدام موردنظر را انجام دادهاند |
تعداد سرنخ | میزان درخواستهای واقعی برای خرید یا مشاوره |
میانگین ارزش سفارش | ارزش مالی هر خرید |
نرخ بازگشت مشتری | میزان تکرار خرید کاربران |
تولید محتوا با ارزش یکی از پایههای مهم رشد سایت است، اما هر محتوایی الزاماً به درآمد منجر نمیشود.
گاهی یک سایت صدها مقاله منتشر کرده است اما بیشتر مطالب آن یا هیچ ارتباطی با خدمات یا محصولات سایت ندارند یا محتوا بی ارزش و غیر کاربردی است. چنین محتوایی ممکن است بازدید ایجاد کند، اما مسیر مشخصی برای تبدیل کاربر به مشتری ندارد.
محتوای خوب باید علاوه بر پاسخ دادن به نیاز مخاطب، جایگاه مشخصی در مسیر خرید داشته باشد. بعضی مطالب برای جذب مخاطب جدید مناسب هستند، برخی برای ایجاد اعتماد و بعضی دیگر باید کاربر را با کال تو اکشن یا بقیه روش ها به سمت سبد خرید هدایت کند.
یکی از مهمترین مشکلات سایتهای بدون درآمد این است که صاحب کسبوکار نمیداند کاربران در کدام مرحله از مسیر فروش خارج میشوند.
ممکن است مشکل در صفحه محصول باشد، ممکن است فرم تماس عملکرد مناسبی نداشته باشد یا حتی کاربران تا مرحله پرداخت برسند اما خرید خود را کامل نکنند.
بدون اندازهگیری، اصلاح این مشکلات بیشتر شبیه حدس زدن است.
بهتر است اقدامات مهم سایت مانند کلیک روی دکمه تماس، ارسال فرم، افزودن محصول به سبد خرید، شروع پرداخت و تکمیل خرید قابل اندازهگیری باشند.
برای دریافت اطلاعات کامل از نرخ تبدیل برای ترفند های افزایش نرخ تبدیل و روش های اندازه گیری با ما همراه باشید.
کاربر را مجبور نکنید برای انجام یک اقدام ساده چند مرحله غیرضروری را پشت سر بگذارد.
ممکن است کاربر از طریق گوگل وارد سایت شود و دقیقاً همان محصول یا خدمتی را پیدا کند که به آن نیاز دارد، اما اگر استفاده از سایت دشوار باشد و طراحی ux/ui ضعیف باشد احتمال خروج او افزایش پیدا میکند.
سرعت پایین، طراحی شلوغ، نسخه موبایل نامناسب، منوی پیچیده، فرمهای طولانی و نبود اطلاعات واضح درباره محصول یا خدمات از جمله عواملی هستند که میتوانند مسیر خرید را مختل کنند.
کاربر نباید برای پیدا کردن پاسخ سؤالهای اصلی خود مجبور باشد چندین صفحه را باز کند.
بهتر است در صفحات مهم سایت اطلاعاتی مانند قیمت یا نحوه دریافت قیمت، مزایا، شرایط ارائه خدمات، نمونهکار، پاسخ پرسشهای مهم و راه ارتباطی به شکل واضح در اختیار مخاطب قرار بگیرد.
گاهی مشکل از سئو یا طراحی سایت نیست؛ بلکه پیشنهاد تجاری جذابیت کافی ندارد.
اگر چند کسبوکار محصول یا خدمات مشابهی ارائه میکنند، کاربر باید دلیلی برای انتخاب شما داشته باشد. این دلیل میتواند قیمت مناسب، کیفیت، سرعت ارائه خدمات، ضمانت، پشتیبانی، تجربه تخصصی یا یک مزیت مشخص دیگر باشد که با علم تبلیغ نویسی مناسب صورت می گیرد.
عبارتهایی مانند «بهترین کیفیت» یا «قیمت عالی» بهتنهایی نمیتوانند پیشنهاد فروش قدرتمندی ایجاد کنند. بهتر است مزیت خود را با اطلاعات قابل سنجش و شفاف توضیح دهید.
مثلاً به جای اینکه فقط بگویید «پشتیبانی سریع»، مشخص کنید پشتیبانی در چه بازهای انجام میشود و مشتری از چه طریقی میتواند درخواست خود را ثبت کند.
کاربر قبل از پرداخت پول باید احساس کند با یک کسبوکار واقعی و قابل اعتماد روبهرو است.
نبود اطلاعات تماس، مشخص نبودن هویت مجموعه، نداشتن نمونهکار، نبود نظرات مشتریان و ابهام درباره شرایط خرید میتواند باعث شود کاربر در آخرین مرحله از تصمیم خود منصرف شود.
برای افزایش اعتماد میتوان از موارد زیر استفاده کرد:
معرفی شفاف مجموعه و اعضای تیم
نمایش نمونهکارهای واقعی
ارائه نظرات مشتریان
توضیح شرایط خدمات یا ارسال
پاسخ به پرسشهای رایج
نمایش راههای ارتباطی معتبر
ارائه ضمانت در صورت امکان
انتشار محتوای تخصصی و کاربردی
اعتمادسازی یک بخش تزئینی در سایت نیست؛ در بسیاری از کسبوکارها مستقیماً روی تصمیم خرید تأثیر میگذارد.
مسیر خرید بیش از حد پیچیده است
هر مرحله اضافی میتواند بخشی از کاربران را از ادامه مسیر منصرف کند.
فرض کنید مشتری تصمیم گرفته محصولی را خریداری کند اما برای رسیدن به مرحله پرداخت باید چندین فرم را تکمیل کند، حساب کاربری بسازد، ایمیل خود را تأیید کند و اطلاعات غیرضروری وارد کند. احتمال رها کردن خرید در چنین شرایطی افزایش پیدا میکند.
خیر. کیفیت ترافیک، نیت کاربران و نرخ تبدیل اهمیت زیادی دارند. ممکن است سایتی بازدید بالایی داشته باشد اما بخش زیادی از بازدیدکنندگان هیچ قصد خریدی نداشته باشند.
رتبه گرفتن به معنی مناسب بودن ترافیک برای فروش نیست. انتخاب کلمات کلیدی اشتباه، محتوای غیرتجاری، پیشنهاد فروش ضعیف و تجربه کاربری نامناسب میتوانند باعث شوند رتبه سایت به درآمد تبدیل نشود.
ابتدا باید وضعیت سایت، مخاطب هدف و مدل درآمدی بررسی شود. در بسیاری از موارد، اصلاح ساختار و پیشنهاد تجاری قبل از افزایش هزینه تبلیغات ضروری است.
با بررسی رفتار کاربران و اندازهگیری رویدادهای مهم مانند کلیک روی دکمههای تماس، ارسال فرم، افزودن محصول به سبد و تکمیل خرید میتوان نقاط ریزش را شناسایی کرد.
برخی کسبوکارها زمانی که فروش سایت پایین است، سریعاً بودجه تبلیغاتی را افزایش میدهند. اما اگر مشکل اصلی در پیشنهاد فروش یا تجربه کاربری باشد، افزایش تبلیغات فقط باعث میشود پول بیشتری وارد یک سیستم ناکارآمد شود.
قبل از افزایش بودجه تبلیغات باید مشخص شود که سایت توانایی تبدیل ترافیک به مشتری را دارد یا خیر.
اگر کاربر وارد سایت میشود اما دلیل کافی برای خرید پیدا نمیکند، ابتدا باید صفحه فرود، پیشنهاد تجاری، اعتمادسازی و مسیر تبدیل اصلاح شود.
سایتی که درآمد ندارد لزوماً سایت بدی نیست.در این مقاله آگاه شدیم علت کم یا نبود درآمد از سایت چه مواردی می تواند باشد اما اگر دنبال روش های کسب درآمد از سایت هستید کلیک کنید. ممکن است بازدید مناسبی داشته باشد اما مخاطب اشتباهی جذب کند، ممکن است محتوای زیادی داشته باشد اما مسیر فروش در آن تعریف نشده باشد یا حتی کاربران مناسب وارد سایت شوند اما به دلیل ضعف اعتمادسازی و تجربه کاربری خرید نکنند.
یک سایت درآمدزا باید مخاطب درست را جذب کند، نیاز او را بهخوبی پاسخ دهد، اعتماد ایجاد کند، پیشنهاد ارزشمند ارائه دهد و مسیر تبدیل را تا حد ممکن ساده نگه دارد. زمانی که این بخشها در کنار یک استراتژی درست سئو و بازاریابی قرار بگیرند، سایت از یک ویترین اینترنتی به یک کانال واقعی جذب مشتری تبدیل میشود.