اگر صاحب یک کسبوکار اینترنتی هستید، احتمالاً متوجه شدهاید که روشهای قدیمی تبلیغات دیگر برای همه مخاطبان جواب نمیدهد. بهخصوص وقتی صحبت از نسل Z باشد، ماجرا جدیتر میشود. این نسل قبل از خرید فقط به یک تبلیغ یا نام برند نگاه نمیکند؛ جستجو میکند، محتوا میبیند، نظر دیگران را بررسی میکند و تلاش میکند بفهمد پشت یک محصول یا کسبوکار چه چیزی وجود دارد.
از برندهای واقعی و شفاف
نسل Z بهراحتی میتواند اطلاعات مختلف درباره یک محصول یا کسبوکار را پیدا کند. بنابراین اگر تبلیغ شما تصویری کاملاً غیرواقعی از محصول ارائه دهد، احتمال دارد مشتری خیلی سریع متوجه این فاصله شود.
برای مثال اگر یک فروشگاه اینترنتی فقط تصاویر کاملاً ادیتشده محصول را نمایش دهد اما هیچ عکس واقعی، ویدئو، توضیح دقیق یا تجربه مشتری وجود نداشته باشد، ایجاد اعتماد دشوارتر خواهد شد.
شفافیت میتواند شامل مواردی مانند قیمت، شرایط ارسال، ضمانت، بازگشت کالا، ویژگیهای واقعی محصول و حتی محدودیتهای آن باشد.
اتفاقاً گفتن اینکه «این محصول برای همه مناسب نیست» گاهی میتواند اعتماد بیشتری نسبت به تعریف و تمجید دائمی از محصول ایجاد کند.
از کسانی که تخصص خود را نشان میدهند
یکی از اشتباهات رایج در بازاریابی این است که تصور کنیم برای فروش بیشتر باید دائماً محصول را تبلیغ کنیم.
در حالی که برای مخاطب نسل Z، نشان دادن تخصص میتواند مقدم بر فروش باشد.
فرض کنید یک فروشگاه تجهیزات دیجیتال دارید. به جای اینکه در تمام محتواها فقط بنویسید «این محصول را بخرید»، میتوانید درباره تفاوت مدلها، اشتباهات رایج هنگام خرید، روش انتخاب محصول مناسب و نکات فنی آموزش بدهید.
در این حالت، مخاطب ابتدا شما را به عنوان یک منبع اطلاعاتی مفید میشناسد و بعد احتمال دارد برای خرید نیز به شما مراجعه کند.
از برندهایی که محتوا تولید میکنند
نسل Z فقط با تبلیغاتی که به سمت او پرتاب میشوند ارتباط برقرار نمیکند؛ خودش هم فعالانه به دنبال اطلاعات میگردد.
طبق دادههای YouGov، حدود ۶۴ درصد از مصرفکنندگان نسل Z مورد بررسی در آمریکا از شبکههای اجتماعی برای تحقیق درباره برندها و خدمات استفاده میکنند. همچنین ۵۷ درصد از آنها از موتورهای جستجو برای یادگیری درباره محصولات استفاده میکنند.
بنابراین محتوا برای این نسل فقط ابزار جذب بازدید نیست؛ بخشی از فرآیند تصمیمگیری خرید است.
محتوای آموزشی، بررسی محصول، مقایسه، پاسخ به سوالات، ویدئوهای کاربردی و تجربه مشتری میتوانند به مشتری کمک کنند ریسک خرید را بهتر ارزیابی کند.
این نسل با اینترنت، تلفن هوشمند، شبکههای اجتماعی و دسترسی سریع به اطلاعات رشد کرده است. به همین دلیل مسیر تصمیمگیری آنها برای خرید میتواند با نسلهای قبل متفاوت باشد.
این جمله کمی اغراقآمیز است. واقعیت دقیقتر این است که این نسل نسبت به تبلیغات مستقیم و ادعاهای یکطرفه محتاطتر است. این تفاوت مهمی است.
ممکن است یک تبلیغ باعث شود مخاطب محصول شما را ببیند، اما الزاماً باعث نمیشود به خرید برسد. دادههای جدید مککینزی نشان میدهد شبکههای اجتماعی برای نسل Z در کشف و خرید اهمیت زیادی پیدا کردهاند، اما همین مخاطبان در مقایسه با منابعی مانند توصیه دوستان و خانواده، اعتماد پایینتری به برخی کانالهای دیجیتال از جمله شبکههای اجتماعی دارند.
پس مسئله این نیست که تبلیغ نکنیم. مسئله این است که تبلیغ را با اعتماد سازی همراه کنیم.
مثلاً:
تایید اجتماعی در فروش از مهم ترین عوامل انتخاب شما از جانب مشتری است. تصور کنید بین دو محصول مشابه قرار گرفتهاید.
در صفحه اول نوشته شده: بهترین محصول بازار با بالاترین کیفیت
در صفحه دوم چند مشتری واقعی درباره تجربه استفاده خود صحبت کردهاند و حتی نقاط قوت و ضعف محصول را توضیح دادهاند.
کدام صفحه برای تصمیمگیری قابل اعتمادتر است؟ برای بسیاری از مخاطبان، تجربه واقعی ارزش بیشتری از شعار تبلیغاتی دارد. تحقیقات جدید درباره رفتار خرید نسل Z نیز نشان میدهد اصالت محتوا، تجربه کاربران و نشانههای اعتبار در تصمیمگیری این نسل اهمیت قابل توجهی دارند. به همین دلیل محتوای تولیدشده توسط کاربران یا همان تجربههای واقعی مشتریان میتواند یکی از ابزارهای مهم اعتمادسازی باشد.
ممکن است چنین مسیری شکل بگیرد:
مرحله | رفتار احتمالی مشتری |
کشف | دیدن محصول در شبکه اجتماعی |
کنجکاوی | جستجوی نام محصول یا برند |
تحقیق | مشاهده ویدئوها و بررسیها |
مقایسه | مقایسه قیمت و ویژگیها |
اعتبارسنجی | خواندن نظرات مشتریان |
بررسی ریسک | بررسی ضمانت، ارسال و امکان مرجوعی |
خرید | انتخاب فروشگاه یا پلتفرم مناسب |
تجربه | استفاده از محصول و ارزیابی خرید |
یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶ نیز رفتار نسل Z را در تجارت اجتماعی به همین شکل توصیف میکند: کشف محصول در شبکههای اجتماعی، ارزیابی ریسک، مقایسه در بازارهای آنلاین و سپس تکمیل خرید. بنابراین نباید انتظار داشته باشیم یک پست اینستاگرام به تنهایی تمام فرآیند فروش را انجام دهد.
شبکههای اجتماعی برای نسل Z فقط محل سرگرمی نیستند؛ به بخشی از فرآیند جستجو و کشف محصول تبدیل شدهاند.
بر اساس دادههای YouGov، ۳۵ درصد از نسل Z در آمریکا گفتهاند محصولات جدید را از طریق اینفلوئنسرها یا بلاگرها پیدا میکنند؛ این میزان تقریباً دو برابر گروههای سنی بالاتر در همان بررسی است.
اما نکته مهمی وجود دارد.
«دیده شدن» با «فروش» یکی نیست.
یک ویدئو ممکن است میلیونها بازدید بگیرد اما فروش بسیار کمی ایجاد کند. در مقابل، یک صفحه کوچک با مخاطبان محدود اما اعتماد بالا میتواند مشتری بیشتری جذب کند.
پس به جای تمرکز افراطی روی تعداد فالوور، باید روی کیفیت ارتباط با مخاطب تمرکز کرد. اگر شما هم قصد ایجاد پیج اینستاگرام دارید کلیک کنید تا با ویژگی های ریلز های پر بازدید آشنا شوید.
اگر هدف شما فروش به نسل Z است، محتوای خود را فقط به معرفی محصول محدود نکنید.
ترکیبی از این محتواها میتواند کاربردیتر باشد:
محتوای آموزشی به مخاطب چیزی یاد بدهید که حتی بدون خرید محصول شما برای او مفید باشد.
بررسی و مقایسه محصول خود را با گزینههای دیگر مقایسه کنید و فقط نقاط قوت را نگویید.
تجربه مشتری از مشتریان واقعی بخواهید تجربه خود را در قالب متن، عکس یا ویدئو بیان کنند.
پشت صحنه نشان دهید محصول چگونه تولید، بستهبندی یا آماده ارسال میشود.
محتوای پاسخ به سوال سوالاتی را که مشتریان قبل از خرید میپرسند به محتوای قابل جستجو تبدیل کنید.
محتوای سرگرمکننده همه محتواها نباید آموزشی یا فروش مستقیم باشند. شخصیت داشتن برند میتواند ارتباط بیشتری ایجاد کند.
محتوای تولیدشده توسط کاربران مخاطب را تشویق کنید تجربه واقعی خود را با محصول به اشتراک بگذارد.
اینجا یک نکته مهم وجود دارد که بسیاری از کسبوکارها نادیده میگیرند. اگر تصور کنیم نسل Z فقط در شبکههای اجتماعی جستجو میکند، تصویر کاملی از رفتار این نسل نداریم. دادههای YouGov نشان میدهد موتورهای جستجو همچنان در تحقیق درباره محصولات برای نسل Z اهمیت دارند. از طرف دیگر، پژوهشهای جدید نشان میدهند نسل Z ممکن است برای یک تصمیم خرید بین موتور جستجو، شبکه اجتماعی، ویدئو، فروشگاه اینترنتی و ابزارهای هوش مصنوعی جابهجا شود. بنابراین سئو و شبکههای اجتماعی رقیب یکدیگر نیستند. بهتر است آنها را بخشهایی از یک مسیر واحد ببینیم.
برای مثال:
محتوای آموزشی، بررسی محصول، مقایسه، تجربه واقعی مشتریان، پشت صحنه، ویدئوهای کاربردی و محتوای تولیدشده توسط کاربران میتوانند به کاهش تردید و افزایش اعتماد کمک کنند.
خیر. شبکههای اجتماعی میتوانند برای کشف و تحقیق بسیار مهم باشند، اما موتورهای جستجو، سایت، فروشگاههای اینترنتی و منابع دیگر نیز در مسیر تصمیمگیری نقش دارند. به همین دلیل استراتژی چندکاناله معمولاً منطقیتر از وابستگی به یک پلتفرم است.
میتواند مؤثر باشد، اما صرفاً تعداد فالوور تعیینکننده نیست. تخصص، اعتبار، ارتباط واقعی با مخاطب و اصالت فرد معرفیکننده میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد.
شبکههای اجتماعی، موتورهای جستجو، ویدئوها، نظرات کاربران، انجمنهای آنلاین و فروشگاههای اینترنتی از منابع مهم تحقیق هستند. رفتار این نسل معمولاً چندپلتفرمی است و ممکن است کشف محصول در یک محیط و خرید در محیط دیگری انجام شود.
در مرحله کشف، با محتوای جذاب توجه مخاطب را جلب کنید.
در مرحله اعتماد، شخصیت، تخصص و شفافیت برند را نشان دهید.
در مرحله تحقیق، محتوای آموزشی و اطلاعات دقیق ارائه کنید.
در مرحله مقایسه، تفاوت محصولات و گزینهها را شفاف کنید.
در مرحله اثبات، از نظرات، تجربهها و نمونههای واقعی مشتری استفاده کنید.
در مرحله خرید، فرآیند سفارش را ساده کنید.
بعد از خرید نیز تجربه مشتری را رها نکنید.